پیامدهای وابستگی ایران به غرب

مقوله وابستگی دارای ابهام است و معنایی های زیادی می توان برای آن قائل شد.

اما منظور این نوشتار از طرح این مسئله نشان دادن پیامدهای وابستگی یک جانبه ایران به غرب و تغییر موازنه قدرت با دیگر کشورها است.

در نظام بین‌الملل کشورها همواره به دنبال ارتقاء جایگاه خود هستند و در این میان تلاش می کنند که با ارتباط و همبستگی با کشورهای قدرتمند این راه را سریع تر بپیمایند.

اما موضوعی که مهم به نظر می‌رسد تبدیل شدن همبستگی به وابستگی و از آن بدتر وابستگی به یک جناح بدون منافع مشترک است!

در ایران و همزمان با دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی، این دولت نگاه اصلی روابط خارجی خود را با اولویت روابط با غرب طرح ریزی و اجرا نمود و حتی پس از امضاء برجام و خلف وعده متعدد غربی ها، دولت ایران باز هم در تلاش است که روابط خود را با اولویت اروپا برقرار کند.

در دیدگاه آماری صادرات و واردات ایران و اروپا بعد از برجام تقویت شده اما بعد از خروج آمریکا از این توافق، این روال نیز کاهش چشمگیری داشته و به حدود یک سومِ مدت مشابه پارسال رسیده است.

بر اساس آمارهای کمیسیون اروپا که در سایت رسمی مرکز آمار این کمیسیون یعنی «یورواستات» منتشر شد، ایران در دو ماهه اول سال تنها ۱۳۶ میلیون یورو صادرات به اتحادیه داشته، در حالی که این رقم در دوره مشابه در سال گذشته که هنوز آمریکا از برجام کنار نکشیده بود، حدود دو میلیارد و ۱۵۸ میلیون یورو بود.

صادرات اروپا به ایران نیز در فاصله ژانویه‌-فوریه امسال به ۶۲۱ میلیون یورو رسیده، در حالی که این رقم در دوره مشابه پارسال یک میلیارد و ۵۶۴ میلیون یورو بود.

اما در طرف مقابل کشورهایی که چه قبل از خروج آمریکا از برجام و چه بعد آن سهم بزرگی در بازار ایران داشتند، به ترتیب شامل چین (25.2%)، ترکیه (6.9%) بودند.

قطعا این توسعه به واسطه موقعیت ایران و توسعه مبادلات تجاری در منطقه، کاملا منطقی به نظر می‌رسد؛ به گونه‌ای که چین هم‌اکنون بیش از پیش در ایران حضور دارد و حتی بعد از تهدید کشورها توسط آمریکا (برای معامله با ایران) واردات چین از ایران در 11 ماهه امسال 16 درصد رشد کرده و از 16.9 میلیارد دلار در مدت مشابه سال قبل به 19.7 میلیارد دلار افزایش یافته است و حتی تراز تجاری دو کشور در این مدت به میزان 6 میلیارد دلار به نفع ایران بوده است.(البته این بخشی از ظرفیت تجاری با سایر کشورها است و کشور های همسایه و آسیایی میانه بخش جداگانه میطلبد) غرض از اعلام این آمارها این نیست که چین را به عنوان شریک مناسب تجاری برای ایران نشان داد و یا به این نتیجه رسید که اروپا نمی تواند شریک تجاری خوبی برای ایران باشد.

برای فهم بهتر ذکر چند نکته ضروری است:

1⃣ آمارهای تجاری نشان می دهد کشورهای اروپایی در قبال ایران به عنوان یک کشور مستقل عمل نمی کنند و در اکثر مواقع پیرو سیاست های آمریکا هستند و از آنجایی که آمریکا با ایران در تضاد ایدئولوژیک همیشگی است،
نمی توان روی اروپا حساب همیشگی کرد.
دلیل اصلی عدم پایداری این رابطه در عدم اطمینان تجار و بازرگانان به دولت های است که در تصمیمات سیاسی ناپایدار عمل می کنند.

2⃣ روابط تجاری ما با غربی ها به دلیل اشباع تکنولوژی، بیشتر حول مواد اولیه دور می زند که طبیعتا با تحریم آن، بیشتر ما متضرر می شویم اما شرکای تجاری ما در همسایه و شرق(چین و روسیه) نه تنها خریدار نفت و گاز ایران هستند بلکه آمار ها نشان می دهد خریدار خوبی برای محصولات نانو، کشاورزی، فنی مهندسی ما نیز هستند.

3⃣ کشور هایی قدرتمند شرقی نظیر چین و روسیه هرچند با آمریکا در مراوده هستند اما تا جایی که نظم جهانی برهم نخورد( به دلیل احتیاج خود به این نظم) سیاست های مستقل خود را دارند و حتی فراتر از آن با آمریکا وارد چالش نیز شده اند. بنابراین ایران می‌تواند حتی‌الامکان از این شکاف استفاده کرده و منافع خود را پیگیری کند. در پایان همانطور که ذکر شد ما درصدد این نیستیم که چین و یا روسیه را شریک مطمئن تجاری نشان دهیم و یا پیشنهادی برای قطع رابطه با دنیای غرب ارائه کنیم. هدف اصلی این نوشتار این است که نشان دهد دولت ایران نباید دنیا را تنها در اروپا و آمریکا خلاصه کند.

به نظر می‌رسد دولتمردان می توانند با ایجاد یک موازنه تجاری _ سیاسی میان شرق و غرب از هر دو منفعت کسب کنند تا این طور در مواقع سختی یکی از طرف ها به دلیل انحصار پشت ایران را خالی نکند.

محسن بیگی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *