الیگارک‌ها، کلپتوکراسی و خطری که ما را تهدید می‌کند

“الیگارشی” به گروهی از صاحبان قدرت و ثروت اطلاق می‌شود که عملاً، گاه پنهان و گاه آشکار، کنترل جامعه را به دست دارند.

این مفهوم قدیمی است ولی از دهه ۱۹۹۰ “الیگارک” برای اطلاق به اعضای الیگارشی‌های نوخاسته در جمهوری‌های پیشین اتحاد شوروی کاربرد وسیع یافت.

بخش مهمی از الیگارک‌های جمهوری‌های پیشین اتحاد شوروی، از جمله جمهوری روسیه، اعضای نهادهای متنفذ واپسین سال‌های حکومت شوروی هستند که بر پایه روابط و نفوذِ پیشین توانستند قدرت را در دولت‌های نوپا به دست گیرند.

برخی هم جوانانی بودند که بعنوان دلالانِ زرسالارانِ غربی کار خود را شروع کردند و به سرعت به غول‌های بزرگ مالی- سیاسی بدل شدند.

الیگارک‌های جمهوری‌های پیشین شوروی، به دلیل نفوذ در ساختار سیاسی پیشین، بر بنیاد غارت اموال عمومی، به ثروت و قدرت رسیدند.

بعبارت دیگر، بخش مهم ثروت آنان در جریان خصوصی‌سازی اموال عمومی(دولتی) و ازطریق بندوبست‌های مافیایی به دست آمد.

بدینسان، نوعی از حاکمیت قدرت و ثروت در جمهوری‌های پیشین شوروی شکل گرفت که برخی نویسندگان آن را “کلپتوکراسی”(Kleptocracy) نامیدند.

«کلپتوکراسی»‌ از واژه یونانی «کلپتو»، به معنی دزد، اخذ شده و به معنی “دزدسالاری” است.

تأمل در فرایند پیدایش الیگارک‌ها و ظهور کلپتوکراسی در جمهوری‌های شوروی سابق به ما می‌آموزد که دیوانسالاران می‌توانند خطرناک‌ترین دشمنان نظم سیاسی و بزرگ‌ترین غارتگران بیت‌المال باشند.

اگر راه‌های کسب ثروت نامشروع از سوی آنان به شدت کنترل‌شده نباشد، مهم‌ترین نیروی تخریب‌گر و برانداز علیه نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران کسانی هستند که ازطریق مناصب دیوانی با طعم ثروت فاسد آشنا شده‌اند و بسیار مشتاقند که الیگارک‌های آینده ایران شوند.

این همان پدیده‌ای است که رهبرانقلاب از سال۱۳۷۶ با عنوان “طبقه جدید” درباره آن مکرر هشدار دادند و در سال ۱۳۸۱ چنین توصیفش کردند:‌ «مسابقه رفاه میان مسئولان، بی‌اعتنایی به گسترش شکاف طبقاتی در ذهن و عمل برنامه‌ریزان، ثروت‌های سربرآورده در دستانی که تا چندی پیش تهی بودند، هزینه کردن اموال عمومی و اقدام‌های بدون اولویت، و به طریق اولی در کارهای صرفاً تشریفاتی، میدان دادن به عناصری که زرنگی و پررویی آنان همه گلوگاه‌های اقتصادی را به روی آنان می‌گشاید، و خلاصه پدیده بسیار خطرناک انبوه شدن ثروت در دست کسانی که آمادگی دارند آن را هزینه کسب قدرت سیاسی کنند، و البته با تکیه بر آن قدرت سیاسی اضعاف آن‌چه را هزینه کرده‌اند گرد می‌آورند.»

این هشدار به معنی حضور بالفعل تهدیدی جدی در درون نظام جمهوری اسلامی ایران بود که پیش از آن نیز موجودیت آن کم و بیش احساس می‌شد.

با این حال، کمتر کسی به تبیین این مفهوم همت گمارد؛ نه تلاشی برای شناخت آن انجام گرفت و نه مبارزه‌ي مستمر و برنامه‌ریزی‌شده برای حذف یا محدود کردن اقتدار و گسترش آن.

امروزه، این پدیده ابعادی بس هشداردهنده‌تر از آن سالها یافته است.

عبداللّه شهبازی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *