تحلیلی بر سفر آبه به تهران

نخست‌وزیر پادشاهی ژاپن چهارشنبه(۲۲ خرداد) در رأس یک هیئت عالی‌رتبه و در جریان سفری دو روزه به تهران خواهد آمد.

این رویداد اولین سفر نخست‌وزیر ژاپن به تهران بعد از انقلاب اسلامی است.

طبق گفته روزنامه های ژاپنی شینزو آبه قرار است در سفر خود به تهران که همزمان با نودمین سالگرد تاسیس روابط دیپلماتیک دو کشور انجام می شود با مقامات عالی ایران دیدار و چند بسته پیشنهادی به آنها ارائه کند.

اکثر تحلیل گران بین‌المللی سفر نخست‌وزیر ژاپن به ایران را یک میانجیگری میان ایران و آمریکا می دانند.

این دیدگاه در داخل ایران نیز وجود دارد به طوری که سید عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه کشورمان نیز در مورد سفر شینزوآبه به تهران ، به تلویزیون ژاپن گفته بود که توکیو احتمالا قادر به تفهیم شرایط کنونی به آمریکایی‌ها خواهد بود و امیدواریم سفر آبه به تهران به کاهش تنش‌ها در منطقه منجر شود.

با استناد به دو نکته می توان بر نظر کارشناسانن صحه گذاشت:
اولاً_ سفر آبه به تهران بعد از دیدار آبه با ترامپ و نتانیاهو است پس به نظر می‌رسد با هماهنگی این دو انجام شده چون اگر این دیدارها نبود. آنوقت همانند سفر از پیش برنامه ریزی شده ژاپنی ها که قرار بود پارسال انجام شود، با دخالت آمریکا انجام نمی شد.
دوماً_ دیدار نخست وزیر ژاپن با میامات ایران در حالی انجام می‌شود که تا چند روز پیش تنش در مناسبات میان آمریکا و ایران تا تهدید به جنگ نظامی هم پیش رفت و و فراتر از آن آمریکا دو روز پیش تحریم جدیدی علیه صنعت پتروشیمی ایران اعمال کرد.

اما درمورد ایران و ژاپن باید درنظر داشت که، هرچند ژاپن سومین اقتصاد دنیا را در اختیار دارد ولی مراودات اقتصادی دو کشور ایران و ژاپن در سطح پایین انجام می شود به طوری که در شرایط عادی ژاپن تنها خریدار پنج درصد نفت ایران است و حتی در بالاترین سطح داد و ستد میان تهران و توکیو این رقم به‌طور میانگین چیزی حدود 15درصد بوده است؛
یعنی حداقل حدود 150هزار بشکه و نهایتا رقمی نزدیک به 500هزار بشکه در روز که حتی همین میزان تبادل تجاری نیز تحت نظارت شدید آمریکا قرار دارد به طوری که با نشان دادن گوشه چشمی از سمت آمریکا این رابطه از طرف ژاپنی تحت تاثیر قرار می گیرد.

ازسوی دیگر هرچند اقتصاد ژاپن بسیار قدرتمند به نظر می‌رسد ولی به شدت وابسته به نظم موجود منطقه غرب آسیا است زیرا اکثر انرژی خود را از این منطقه تامین می کند.
بنابراین سران توکیو سال‌هاست از سیاست _دوری از تنش_ استفاده می کنند، به همین دلیل، مایل هستند که تنش‌ها درمنطقه غرب آسیا کاهش یابد تا روند تامین انرژی مختل نشود.

با توجه به توضیحات بالا به نظر می‌رسد نخست وزیر ژاپن کار سختی در تهران خواهد داشت.
از یک طرف ایرانیان به شینزو آبه نه به شکل یک میانجی بلکه به شکل یک پیام رسان نگاه می کنند. از طرف دیگر شرط اصلی ایران برای ورود به کاهش تنش‌ها ، عمل نمودن آمریکا به تعهداتش در برجام و پایان سیاست خصمانه این کشور علیه مردم ایران است که این نیز بسیار بعید است و همانطور که در نوشته قبلی عرض کردم ترفند آمریکایی‌ها از فشار و تحریم‌ها تنها تضعیف کشور ایران است و به نظر می‌رسد هیچ گاه به دنبال برقراری رابطه مسالمت آمیز با ایران نخواهند بود.

از نگاه داخلی آمریکا نیز بازگشت ترامپ به برجام بدون گرفتن امتیاز، جایگاه سیاسی او را به شدت تضعیف می‌کند، بنابراین ترامپ تلاش خواهد کرد با سیاست _چماق و هویج_ خود تنها ایران را به پای میز مذاکره بکشاند تا شانس بیشتری برای دور بعدی انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا داشته باشد.

درمجموع به نظر می‌رسد این معادله چند وجه حل نشدنی دارد و می توان از همین حالا تلاش نخست وزیر ژاپن را برای به اصطلاح میانجیگری عقیم دانست. بخصوص باعنایت به این مهم که ژاپن در سطح کلان بین المللی سال های طولانی است که نمیتواند سیاستی مستقل داشته باشد و محکوم شده به انفعال در برابر آمریکا.

محسن بیگی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *