دفاع ابن‌تیمیه از مخالفان اهل‌بیت (علیهم‌السلام)

ابن‌تیمیه کسی بود که نه‌تنها با اهل‌بیت (ع) دشمنی داشت، بلکه از مخالفان آنان نیز دفاع می‌نمود. ما در این بحث به نمونه‌هایی از این موارد اشاره می‌کنیم (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 167):

۱) ادعای فضیلت عمر بر امام علی (علیه‌السلام)

ابن‌تیمیه می‌گوید: «و اما عمر، پس استفادهء علی از او بیش از استفادهء عمر از او بود…» [1] پاسخ اینکه، اولاً خلیفهء دوم چه علمی داشته تا بخواهد حضرت علی (ع) از او استفاده ببرد؟!(ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 167). ثانیاً استفادهء عمر بن خطاب از حضرت علی (ع) از مسلمات است (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 170). ثالثاً در هیچ مدرک معتبری وجود ندارد که حضرت علی (ع) در مسأله‌ای فقهی یا حکم قضایی، به عمر مراجعه کرده و از او استفاده کرده باشد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 172).

عمر خود گفت: «زنان عاجزند که مثل علی بن ابیطالب را بزایند، اگر علی نبود به طور حتم عمر هلاک شده بود.» [2] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 171).

۲) تقدیم سه خلیفه بر امام علی (ع)

ابن‌تیمیه می‌گوید: «مردم ابوبکر را مقدم داشتند؛ زیرا او برتر بود.» [3] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 172).

و او در فضیلت عمر به این حدیث استدلال کرده که حضرت رسول خدا (ص) فرمود: «اگر من در میان شما مبعوث نشده بودم، عمر مبعوث می‌شد.» [4] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 172).

پاسخ اینکه:

اولاً: ابن‌تیمیه برای اثبات مدعای خود به احادیثی تمسک کرده که خود اهل‌سنت به جعلی یا ضعیف بودن آنها اعتراف کرده‌اند (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 172).

ثانیاً: چگونه ابوبکر برتر و افضل از امام علی (ع) است؛ در حالی که آن حضرت مشمول آیهء ولایت، آیهء تطهیر، آیهء مودّت، آیهء شراء، آیهء مباهله و آیات مدح دیگر است. و نیز اوست که برادر پیامبر (ص) بوده و در کعبه متولد شد. و از طفولیت تحت تربیت الهی به توسط پیامبر (ص) قرار گرفت. بر هیچ بتی سجده نکرد و لذا موصوف به «کرّم الله وجهه» شد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 172).

او اولین مؤمن به اسلام و محبوب‌ترین خلق به سوی خداوند بود. نور او و نور رسول خدا (ص) از یک منشأ بود و از زاهدترین و شجاع‌ترین و داناترین افراد به حساب می‌آمد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 173).

۳) ادعای عدم‌رضایت یزید به قتل امام حسین (ع)

ابن‌تیمیه می‌گوید: «یزید اظهار رضایت به قتل حسین نکرد، بلکه اعلان ناراحتی و دردمندی بر قتل او نمود.» [5] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 173).

پاسخ اینکه:

اولاً: از تاریخ به طور وضوح استفاده می‌شود که یزید راضی به کشته شدن امام حسین (ع) بوده و لذا از این امر خشنود بوده است و مطابق روایات، هر کس بر عمل قومی راضی باشد، از جملهء آنان خواهد بود (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 173).

ثانیاً: مسعودی و دیگران نقل کرده‌اند که «یزید همیشه اهل طرب بود… روزی در مجلس شراب نشسته و در طرف راستش ابن‌زیاد قرار داشت و این بعد از کشتن حسین (ع) بود. آن‌گاه رو به ساقی کرده و گفت: «مرا شرابی ده که سراسر وجودم را سیراب کند. آن‌گاه روی کن و به مثل آن، ابن‌زیاد را سیراب کن. او که صاحب سرّ و امانت نزد من است. به جهت تأیید غنیمت‌ها و جهاد من چنین کن.» [6] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 175).

ابن اعثم نقل کرده که یزید به ابن‌زیاد یک میلیون درهم جایزه داد [7] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 176).

ثالثاً: از تاریخ استفاده می‌شود که یزید، بعد از آنکه ابن‌زیاد امام حسین (ع) را به شهادت رسانید، جوایز بسیاری برای او فرستاد و نزد او اجر و قرب خاصی پیدا کرد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 176).

رابعاً: از نصوص تاریخی استفاده می‌شود که یزید نه‌تنها ابن‌زیاد را به جهت کشتن امام حسین (ع) توبیخ نکرد، بلکه از توبیخ او نیز جلوگیری نمود (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 176 و 177).

۴) انکار انتقال سر مبارک امام حسین (ع) به شام

ابن‌تیمیه می‌گوید: «انتقال سر حسین به شام در زمان یزید، اصل و اساسی ندارد.» [8] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 177).

پاسخ اینکه:

اولاً: از تاریخ استفاده می‌شود که قصد یزید آن بوده که در صورت بیعت نکردن امام حسین (ع) او را به قتل برساند (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 177).

ثانیاً: ابن‌اثیر می‌نویسد: «چون سر حسین (ع) به یزید رسید مقام و درجهء ابن‌زیاد نزد یزید بالا رفته، هدایایی به او عطا نمود و به جهت آنچه انجام داده بود، او را مسرور ساخت.» [9] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 178).

ثالثاً: طبری نقل می‌کند: «آن‌گاه یزید به مردم اجازه داد تا بر او وارد شوند. مردم داخل دارالامارهء یزید شدند، در حالی که سر حسین (ع) مقابلش بود و با چوب‌دستی خود بر گلوی حسین (ع) می‌کوبید… شخصی از اصحاب رسول خدا (ص) به نام ابوبرزهء اسلمی خطاب به یزید گفت: آیا با چوب‌دستی‌ات به گلوی حسین (ع) می‌کوبی؟ آگاه باش! تو چوبت را بر جایی می‌کوبی که من دیدم رسول خدا (ص) آنجا را می‌بوسید. ای یزید! در روز قیامت خواهی آمد، در حالی که شفیع تو ابن‌زیاد است. ولی حسین (ع) در روز قیامت خواهد آمد، در حالی که شفیعش محمد (ص) است، آن‌گاه برخاست و بر او پشت کرد و از مجلسش بیرون رفت.» [10] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 178).

رابعاً: ابن اثیر نقل می‌کند: «آن‌گاه یزید بر مردم اذن داد تا بر او وارد شوند؛ در حالی که سر مبارک امام حسین (ع) در مقابل او قرار داشت و در دستان او چوبی بود که با آن به گلوی آن حضرت می‌کوبید. آن‌گاه مشغول قرائت اشعار حسین بن حمام شد که دلالت بر افتخار و تکبر او در موضوع کشتن امام حسین (ع) دارد.» [11] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 179).

اگر یزید بر شهادت امام حسین (ع) و کشته شدن او راضی نبود، چرا با چوب به گردن و بنابر نقل دیگر بر لب و دندان حضرت زد؟ و چرا بر این کار با خواندن اشعار افتخار کرد؟! (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 179)

۵) انکار به اسارت بردن حریم امام حسین (ع)

ابن‌تیمیه می‌گوید: «یزید حریمی از حسین را به اسیری نگرفت، بلکه اهل‌بیت او را اکرام نمود.» [12] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 180).

پاسخ اینکه:

اولاً: طبری و دیگران نقل کرده‌اند: «هنگامی که اسرا را بر یزید وارد کردند یحیی بن حکم با خواندن دو بیت ابن‌زیاد را بر این عمل توبیخ و سرزنش کرد… ولی یزید مشت محکمی به سینهء او زد و به او گفت: ساکت باش!» [13] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 180).

ثانیاً: ابن اثیر می‌نویسد: «اهل‌بیت (امام) حسین (ع) هنگامی که به کوفه رسیدند، ابن‌زیاد آنان را حبس نمود و خبر آن را بر یزید فرستاد… آن‌گاه نامه‌ای از طرف یزید به ابن‌زیاد فرستاده شد و در آن امر نمود اسرا را به طرف شام ارسال دارد…» [14] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 180).

۶) انکار امر یزید به قتل امام حسین (ع)

ابن‌تیمیه می‌گوید: «پس یزید امر به کشتن حسین و حمل سر او در مقابلش نکرد، و هرگز چوب به دندان‌های او نکوبید، بلکه این ابن‌زیاد بود که چنین اعمالی را انجام داد…» [15] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 180).

پاسخ اینکه:

اولاً: ابن اعثم نقل می‌کند که ولید بن عقبه در نامه‌ای به یزید از اتفاقی که بین او و امام حسین (ع) و ابن‌زبیر افتاد او را باخبر ساخت. یزید از این واقعه غضبناک شده و در نامه‌ای به او چنین می‌نویسد: «هرگاه نامهء من به دست تو رسید، بیعت مجددی از اهل مدینه با تأکیدی از جانب تو بر آنان بگیر و عبدالله بن زبیر را رها کن؛ زیرا او تا زنده است از دست ما نمی‌تواند فرار کند، ولی همراه جوابی که برای من می‌فرستی باید سر حسین بن علی باشد! اگر چنین کردی برای تو اسبان نجیب قرار می‌دهم و نزد من جایزه و بهره‌ای زیادتر داری…» [16] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 181).

ثانیاً: ابن عساکر می‌نویسد: «خبر خروج حسین (ع) به یزید رسید، وی نامه‌ای به عبیدالله بن زیاد که عاملش در عراق بود، نوشتن و او را به جنگ و مقابله با حسین (ع) امر نمود و دستور داد که اگر به امام حسین (ع) دسترسی پیدا کرد، او را به سوی شام بفرستد.» [17] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 181).

۷) انکار واقعهء حرّه

ابن‌تیمیه می‌گوید: «یزید جمیع اشراف را نکشت و تعداد کشته‌ها نیز به ده هزار نفر نرسید و خون‌ها نیز به قبر پیامبر (ص) و روضهء او نرسید و نیز کشتار در مسجد او واقع نشد.» [18] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 183 و 184).

پاسخ اینکه، واقعهء حرّه، رخدادی بس تلخ و سنگین است که به سال 63 هـ ق در روزگار سلطنت یزید بن معاویه، میان لشکریان شام و مردم مدینه به وقوع پیوست (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 184).

واقعهء حرّه را به حق باید یکی از فجایع تاریخ دانست و در شمار زشت‌ترین حوادث سلطنت بنی‌امیه به حساب آورد. ابن‌مُشکویه می‌نویسد: «واقعهء حرّه از سهمگین‌ترین و سخت‌ترین وقایع است.» [19] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 184).

۸) عوامل قیام مردم مدینه

قیام مردم مدینه در سال 63 هـ ق علیه سلطنت یزید و سلطهء امویان، بیش از هر چیز اعتراض گسترده و مردمی علیه سیاست‌های و برنامه‌های حکومتی بود (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 184 و 185).

این انقلاب و قیام عواملی داشته که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 185):

الف) احساسات دینی

انس مردم مدینه با روش پیامبر (ص) و اوصیا و اصحاب آن حضرت، سبب شده بود تا روح اسلام‌خواهی آنان در مقایسه با شامیان قوی‌تر باشد و نادرستی شیوهء حاکمان و والیان را آسان‌تر از دیگران دریابند، چرا که همین مردم بودند که نخستین اعتراض سیاسی خود را نسبت به عثمان بن عفّان ابراز داشتند. اکنون همان مردم شاهد فرمانروایی جوانی ناپخته شده‌اند که نه از کار سیاست چیزی می‌داند و نه حریم‌های دینی را پاس می‌دارد، لذا اعتراضات آنان بلند شد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 185).

ب) واقعهء کربلا و شهادت امام حسین (ع)

ابن‌خلدون می‌نویسد: «چون ستم یزید و کارگزارانش فراگیر شد و فرزند رسول خدا (ص) و یارانش را کشت، مردم سر به شورش گذاشتند.»[20] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 187).

ج) نابسامانی‌های سیاسی

از دیگر عوامل مؤثر در قیام مردم مدینه در برابر دولت اموی، روش‌های ناشایست اخلاقی و تصمیم‌گیری‌های ناشیانهء سیاسی بود که مردم مدینه شاهد آن بودند (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 187 و 188).

د) اعزام نیرو به مدینه

یزید دربارهء مردم مدینه به مسلم بن عقبه چنین سفارش کرد: «مردم مدینه را سه بار دعوت کن، اگر اجابت کردند چه بهتر، وگرنه در صورتی که بر آنان پیروز شدی، سه روز آنان را قتل‌عام کن، هرچه در آن شهر باشد برای لشکر مباح خواهد بود. اهل شام را از آنچه می‌خواهند با دشمن خود انجام دهند، باز مدار. چون مدت سه روز بگذرد، از ادامهء قتل و غارت دست بردار و از مردم بیعت بگیر که برده و بندهء یزید باشند! هرگاه از مدینه خارج شدی، به سوی مکه حرکت کن.» [21] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 191).

ه) قتل و غارت اهل مدینه

ابن‌قتیبه می‌نویسد: «ورود لشکر شام در بیست و هفتم ماه ذی‌الحجه 63 هـ ق اتفاق افتاد و تا دمیدن هلال ماه محرم، مدینه به مدت سه روز در چنگال سپاه شام غارت شد.» [22] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 194).

مسلم بن عقبه چنان که یزید بن معاویه گفته بود به لشکر شام پس از تصرف مدینه، گفت: «دست شما باز است، هرچه می‌خواهید انجام دهید! سه روز مدینه را غارت کنید.» [23] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 194).

کوچه‌های مدینه از اجساد کشته‌شدگان پر و خون‌ها تا مسجد پیامبر بر زمین ریخته شده بود. [24] کودکان در آغوش مادران محکوم به مرگ شده [25] و صحابهء پیر پیامبر (ص) مورد آزار و بی‌حرمتی قرار می‌گرفتند [26] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 195).

شدت کشتار به حدی بود که از آن پس مسلم بن عقبه را به خاطر زیاده‌روی در کشتن مردم «مُسرف بن عقبه» نامیدند (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 195).

سبط بن جوزی از مداینی در کتاب «حرّه» از زهری نقل کرده که گفت: «در روز حرّه از بزرگان قریش و انصار و مهاجران و سرشناسان و از موالی هفتصد نفر به قتل رسیدند و تعداد کسانی که از بردگان و مردان و زنان به قتل رسیدند، ده هزار نفر بود. چنان خونریزی شد که خون‌ها به قبر پیامبر (ص) رسید و روضه و مسجد پیامبر (ص) پر از خون شد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 196 و 197).

۹) انکار امر یزید به خراب کردن کعبه

ابن‌تیمیه می‌گوید: «و دربارهء پادشاهان مسلمین از بنی‌امیه و بنی‌عباس و نایبان آنان، شکی نیست که هیچ‌یک از آنان قصد اهانت به کعبه را نداشتند؛ نه نایب یزید و نه نایب عبدالملک حجاج بن یوسف و نه غیر از این دو نفر، بلکه عموم مسلمین، کعبه را تعظیم می‌کردند. آری مقصود آنان محصور کردن ابن‌زبیر بود. و به منجنیق بستن هم به جهت او بود، نه کعبه. و یزید کعبه را خراب نکرد و قصد سوزاندن آن را نیز نداشت، نه او نه نایبان او؛ و این مورد اتفاق مسلمانان است و این فرزند زبیر بود که کعبه را خراب نمود…» [27] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 198).

پاسخ اینکه، ابن‌اثیر در کتاب «الکامل فی التاریخ» می‌نویسد: «چون مسلم بن عقبه در جنگ با اهل مدینه و غارت آن فارغ شد، با افرادی که همراه او بود به طرف مکه حرکت کرد تا با ابن‌زبیر مقابله کند… چون به مشلل رسید، مرگ او را فرا گرفت… بعد از آن، حصین لشکر را به طرف مکه حرکت داد. چون به مکه رسیدند در آنجا اقامت کردند و بقیهء محرم و صفر و سه روز از ماه ربیع‌الاول را با فرزند زبیر و طرفدارانش جنگیدند، در این اثناء خانهء خدا را به منجنیق بسته و آن را به آتش کشیدند…» [28] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 199).

پاورقی:

[1]منهاج السنة، ج 8، ص 279.

[2]الریاض النضرة، ج 3، ص 143؛ ذخائر العقبی، ص 80.

[3]منهاج السنة، ج 4، ص 365.

[4]منهاج السنة، ج 6، ص 55.

[5]رأس الحسین، ص 207.

[6]مروج الذهب، ج 3، ص 77.

[7]کتاب الفتوح، ج 5، ص 252.

[8]رأس الحسین (ع)، ص 207؛ الوصیّة الکبری، ص 206.

[9]کامل ابن اثیر، ج 3، ص 300؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 388؛ تاریخ الخلفاء، ص 208؛ البدایة والنهایة، ج 8، ص 254؛ کتاب الفتوح، ج 5، ص 252.

[10]تاریخ طبری، ج 4، ص 356؛ کامل ابن اثیر، ج 3، ص 298.

[11]کامل ابن اثیر، ج 3، ص 298.

[12]منهاج السنة، ج 2، ص 226.

[13]کامل ابن اثیر، ج 3، ص 301؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 252؛ البدایة والنهایة، ج 8، ص 209.

[14]کامل ابن اثیر، ج 3، ص 298؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 254.

[15]سؤال فی یزید و معاویة، ص 16.

[16]الفتوح، ابن اعثم، مجلّد 3، جزء 5، ص 18.

[17]تاریخ دمشق، ج 14، ص 208.

[18]منهاج السنة، ج 4، ص 575 و 576.

[19]تجارب الأمم، ج 2، ص 79.

[20]تاریخ ابن‌خلدون، ج 2، ص 37.

[21]اخبار الطوال، ص 310؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 112؛ الفتوح، ج 3، ص 180.

[22]الامامة والسیاسة، ج 1، ص 220 و 221.

[23]الامامة والسیاسة، ج 1، ص 10.

[24]کامل ابن اثیر، ج 4، ص 113.

[25]الامامة والسیاسة، ج 1، ص 215.

[26]اخبار الطوال، ص 314.

[27]منهاج السنة، ج 4، ص 577.

[28]کامل ابن اثیر، ج 3، ص 316؛ البدایة والنهایة، ج 8، ص 246؛ تاریخ طبری، ج 4، ص 381 و 382.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *