دشمنی ابن‌تیمیه با اهل‌بیت (ع)

کمتر کسی است که کتاب‌های ابن‌تیمیه (به خصوص منهاج السنة) را مطالعه کند و پی به نصب و عداوت و دشمنی او نسبت به اهل‌بیت پیامبر (ص) نبرد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 47).

۱) مخالفت با نزول آیهء مباهله در شأن اهل‌بیت (ع)

ابن‌تیمیه از جهاتی با نزول آیهء مباهله در شأن اهل‌بیت (ع) مخالفت کرده است و بر فرض نزول، آن را فضیلتی برای اهل‌بیت نمی‌شمارد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 47).

الف) کسی با پیامبر (ص) مساوی نیست!

ابن‌تیمیه می‌گوید: «هیچ‌کس مساوری با رسول خدا (ص) در فضایل نیست، نه علی و نه غیر او.» [1] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 46).

پاسخ: اولاً: ما تابع نصّ هستیم. از این آیه و ادلهء قطعی دیگر چنین استفاده می‌شود که امام علی (ع) در تمام کمالات و قابلیت‌ها همانند رسول خدا (ص) است و لذا اگر قرار بود بعد از ایشان پیامبری باشد، جز امام علی (ع) کسی دیگر قابلیت این مقام را نداشت. ولی قرار نیست که بعد از پیامبر (ص) پیامبری دیگر باشد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 47 و 48).

ثانیاً: در روایتی صحیح‌السند از پیامبر (ص) آمده است که خطاب به امام علی (ع) فرمود: «من از خدا چیزی نخواستم جز آنکه مثل آن را از خداوند برای تو درخواست نمودم و از خداوند چیزی درخواست ننمودم مگر آنکه خدا به من عطا نمود. جر آنکه به من خبر داده شد که بعد از تو پیامبری نخواهد بود.» [2] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 48).

و نیز پیامبر (ص) مطابق حدیث صحیح‌السند فرمود: «…علی از من و من از اویم و او ولیّ شما بعد از من است.» [3] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 48).

ب) عدم دلالت «انفسنا» بر مساوات (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 50).

ج) کفایت دعای پیامبر (ص)

ابن‌تیمیه نیز می‌گوید: «اینکه این چهار نفر را پیامبر (ص) همراه خود‌ آورد مقصود اجابت دعا نبوده؛ زیرا دعای پیامبر (ص) به تنهایی کافی بود.» (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 51).

د) عدم اختصاص به حضرت علی (ع)

او نیز می‌گوید: کلمهء «أَنفُسَنا» اختصاص به علی (ع) ندارد [4] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 52).

هـ) مقصود از «انفسنا» شخص پیامبر (ص) است

او همچنین می‌گوید: مقصود از «أَنفُسَنا» شخص پیامبر (ص) است؛ یعنی هنگام مباهله باید خود و فرزندان و زن‌های خود را بیاورید [5] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 52).

۲) توجیه آیهء تطهیر

ابن‌تیمیه می‌گوید: «پیامبر (ص) دعا کرد تا خداوند رجس و پلیدی را از آنان دور ساخته و پاکشان گرداند و این دلالت بر عصمت ندارد…» [6] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 54).

۳) مخالفت با شأن نزول آیهء انذار

ابن‌تیمیه می‌گوید: این کلام «أنا المنذر و بک یا علیّ یهتدی المهتدون» را نمی‌توان به پیامبر (ص) نسبت داد؛ زیرا ظاهر قول، این است که هدایت فقط توسط علی (ع) است نه پیامبر (ص)؛ در حالی که هیچ مسلمانی چنین سخنی نمی‌گوید [7] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 56).

۴) تضعیف دلالت آیهء ولایت

۵) تضعیف شأن نزول آیهء مودّت

ابن‌تیمیه در این باره می‌گوید: «سورهء شوری بدون شک مکّی است و قبل از ازدواج علی با فاطمه بوده است و لذا قبل از ولادت حسن و حسین نازل شده است.» [8] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 59).

۶) تضعیف ذیل حدیث ثقلین

ابن‌تیمیه می‌گوید: عبارت «و عترتی فانّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض» را ترمذی ذکر کرده است. در این مورد از احمد سؤال شد، وی و عده‌ای دیگر آن را تضعیف کرده و گفته‌اند: صحیح نیست [9] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 66).

۷) توجیه بی‌مورد حدیث ثقلین

ابن‌تیمیه می‌گوید: حدیث در صحیح مسلم فقط دلالت بر امر به تمسک به کتاب خدا دارد، ولی در حق عترت تنها به تذکر دادن به اهل‌بیت خود اکتفا کرده است [10] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 66 و 67).

۸) تضعیف حدیث غدیر

ابن‌تیمیه می‌گوید: و اما حدیث «من کنت مولاه فعلیّ مولاه» در صحاح وجود ندارد، ولی علما آن را نقل کرده‌اند و مردم در صحت آن نزاع دارند [11] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 71).

در حقیقت باید گفت: ابن‌تیمیه به جهت خصومت با شیعه یا بهتر بگوییم، خصومت با اهل‌بیت (ع)، درصدد تضعیف بدون دلیل تمام احادیث فضایل و مقامات اهل‌بیت (ع) و در رأس آنان امام علی (ع) برآمده است (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 72).

۹) تکذیب ذیل حدیث غدیر

ابن‌تیمیه می‌گوید: جملهء «اللّهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» به اتفاق اهل معرفت به حدیث، دروغ است [12] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 72).

۱۰) تکذیب حدیث «مؤاخاة»

ابن‌تیمیه می‌گوید: «احادیث مؤاخاة و عقد اخوت بین علی و پیامبر (ص) تماماً موضوع و جعلی است و پیامبر با هیچ‌کس عقد اخوت نبسته است و نیز بین هیچ مهاجری و بین ابوبکر و عمر و بین انصاری با انصاری عقد اخوت نبسته است.» [13] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 75).

ابن‌تیمیه در تضعیف و نسبت جعل دادن به این احادیث تنها بوده و هیچ‌کس با او همراهی نکرده است و این مطلبی است که علمای اهل‌سنت نیز بر آن تصریح کرده‌اند (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 77).

برخی از بزرگان اهل‌سنت در مقابل ابن‌تیمیه ایستاده و تضعیف و ردّ او را جواب داده‌اند (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 77).

۱۱) تضعیف حدیث «عمار»

در نقل متواتر از پیامبر (ص) نقل شده که فرمود: «عمار را گروه ظالم خواهند کشت.». ابن‌تیمیه دربارهء این حدیث می‌گوید: «برخی از افراد آن را تضعیف کرده‌اند.» [14] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 78).

۱۲) ردّ حدیث ولایت

ابن‌تیمیه می‌گوید: گفتار پیامبر (ص) که (خطاب به حضرت علی علیه‌السلام) فرمود: «تو سرپرست هر مؤمن بعد از من می‌باشی»، این حدیث به اتفاق اهل معرفت به حدیث، جعلی است.» (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 82).

۱۳) تکذیب حدیث «ردّ الشمس»

ابن‌تیمیه می‌گوید: «حدیث ردّ شمس برای حضرت را طایفه‌ای همچون طحاوی و قاضی عیاض و دیگران ذکر کرده‌اند و آن را از معجزات پیامبر (ص) دانسته‌اند، ولی محققان از اهل علم و شناخت به حدیث می‌دانند که این حدیث دروغ و جعلی است.» [15] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 84).

۱۴) جعلی دانستن حدیث «سدّ ابواب»

ابن‌تیمیه می‌گوید: گفتار رسول خدا (ص) [که فرمود] «و ببندید تمام درها را به جز درب خانهء علی»، این حدیث از جمله احادیثی است که شیعه به جهت مقابلهء با عامه وضع کرده است.» (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 87).

۱۵) تکذیب حدیث «مدینهء علم»

ابن‌تیمیه می‌گوید: حدیث «من مدینهء علم و علی دروازهء آن است» ضعیف‌تر و سست‌تر است و لذا در زمرهء احادیث جعلی شمرده شده است.» (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 89).

۱۶) تضعیف حدیث «اقضاکم علی علیه‌السلام»

ابن‌تیمیه می‌گوید: و اما گفتار حلّی که رسول خدا (ص) فرمود: «علی در قضاوت از تمام شما برتر است» و قضاوت مستلزم علم و دیانت می‌باشد، این حدیث ثابت نمی‌باشد و دارای سندی نیست که به واسطهء آن حجت اتمام گردد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 90).

۱۷) تضعیف حدیث «قتال ناکثین و…»

ابن‌تیمیه می‌گوید: و او در کتاب «اربعین» احادیث ضعیف بلکه جعلی از امامان حدیث آورده است؛ همانند گفتار پیامبر (ص) به قتال با ناکثین و قاسطین و مارقین (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 92).

۱۸) تکذیب حدیث «محبت حضرت علی علیه‌السلام»

ابن‌تیمیه بعد از نقل چند حدیث، از جملهء «هر کس علی را دوست بدارد، به طور حتم مرا هم دوست داشته و هر کس علی را دشمن بدارد، به طور حتم مرا دشمن داشته است» می‌گوید: «ده حدیث اول، همگی دروغ است.» (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 92 و 93).

۱۹) تهمت ابن‌تیمیه به امام علی (ع)

ابن‌تیمیه می‌گوید: بر فرض تقدیر که ابوبکر، فاطمه را اذیت کرده باشد، ولی این کار را به جهت غرض شخصی انجام نداده است، بلکه تا خدا و رسولش را اطاعت کند و حق را به مستحق آن برساند، ولی علی (رضی‌الله عنه) قصدش این بود تا هبو بر سر فاطمه آورد و لذا او در اذیت فاطمه غرض داشته است!![16] و [17] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 94)

این‌گونه تعبیر از ابن‌تیمیه در شأن امام علی (ع) دلالت بر نفاق او دارد؛ زیرا مطابق حدیث مسلم در صحیح خود در باب فضایل حضرت علی (ع)، پیامبر (ص) در حق او فرمود: «ای علی! دوست ندارد تو را مگر مؤمن، و دشمن ندارد تو را مگر منافق!» [18] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 95).

می‌دانیم که این‌گونه تعبیرات از ابن‌تیمیه دلالت بر دشمنی او با حضرت علی (ع) و در نتیجه نفاق او دارد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 95).

۲۰) ادعای بغض صحابه نسبت به حضرت علی (ع)

او می‌گوید: «بسیاری از صحابه و تابعین، بغض علی را داشته، او را سب کرده و با او جنگ نموده‌اند.» [19] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 95).

۲۱) ادعای بیعت نکردن اکثر امت با امام علی (ع)

ابن‌تیمیه می‌گوید: «احدی از امت به جز علی بن ابیطالب، بهره‌مند از امامت نشد، با اینکه امور بر او سخت گشت و نصف امت یا کمتر یا بیشتر با او بیعت نکردند.» (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 98).

۲۲) اعتراض به حزن حضرت زهرا (س)

ابن‌تیمیه در اعتراض به حزن حضرت زهرا (س) در سوگ پدرش و مقایسهء آن با حزن ابوبکر در غار می‌گوید: «شیعه و دیگران از فاطمه حکایت می‌کنند که به حدی در سوگ پیامبر (ص) حزن داشته که قابل توصیف نیست، و اینکه او بیت‌الاحزان ساخته است و این کار را مذمت برای او به حساب نمی‌آوردند، با اینکه او بر امری حزن داشته که فوت شده و بازنمی‌گردد؛ ولی ابوبکر در زمان حیات پیامبر از ترس اینکه حضرت کشته شود خوف داشته است و آن حزنی است که متضمن حراست است، و لذا چون حضرت فوت کرد هرگز چنین حزنی را ابوبکر نداشت؛ زیرا بی‌فایده است، نتیجه اینکه حزن ابوبکر بدون‌شک کامل‌تر از حزن فاطمه است.» [20] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 105).

۲۳) اعتراض به شکوهء حضرت زهرا (س)

ابن‌تیمیه در اعتراض به علامهء حلّی (رحمة‌الله علیه) می‌گوید: «و همچنین آنچه را ذکر کرده که زهرا (س)، با ابوبکر و صاحب او (عمر) سخن نگفت تا آنکه به ملاقات پدرش رفت و به او شکایت کرد، این مطلب امری است که لایق شأن فاطمه (س) نیست که دربارهء او گفته شود؛ زیرا شکایت و شکوه را نزد رسول خدا (ص) بردن، امری لایق بر او نیست، بلکه شکوه را باید نزد خدا برد…» [21] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 108 و 109).

۲۴) اعتراض به قهر کردن حضرت زهرا (س) با ابوبکر

ابن‌تیمیه می‌گوید: «قهر کردن و کنار کشیدن فاطمه با صدیق، کاری پسندیده نبود و از کارهایی نیست که بتوان به خاطر آن حاکم را مذمت نمود، بلکه این عمل به جرح و طعن نزدیک‌تر است تا اینکه مدح باشد.» (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 111 و 112).

او در جایی دیگر می‌گوید: و اما قول ابن‌مطهر حلّی که تمام محدثین روایت کرده‌اند که پیامبر (ص) فرمود: «یا فاطمة! إنّ الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک»، این نسبت دروغ به پیامبر است؛ زیرا این حدیث از پیامبر نقل نشده و در کتب معروف حدیثی شناخته نشده و سند معروف یا صحیح یا حسنی از پیامبر ندارد. و هر کس که خدا و رسول از او راضی است، ضرری ندارد که یکی از خلق نسبت به او غضبناک شود، هر کس که می‌خواهد باشد.» [22] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 112).

۲۵) اعتراض به حضرت زهرا (س) به جهت وصیت به دفن شبانه

ابن‌تیمیه می‌گوید: «و همچنین آنچه را که حلّی نقل کرده که فاطمه وصیت کرد تا او را شبانه دفن کنند و هیچ‌کس بر او نماز نگزارد، این مطلب را کسی از فاطمه حکایت نمی‌کند و به آن جز فرد جاهل احتجاج نمی‌نماید، او به فاطمه مطلبی را نسبت می‌دهد که لایق آن نیست و این مطلب اگر صحیح باشد، به گناه بخشیده‌شده سزاوارتر است تا سعی مشکور؛ زیرا نماز مسلمان بر دیگری خیر زایدی است که به او می‌رسد…» [23] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 116).

۲۶) نفی اعلمیّت امام حسن و امام حسین (ع)

ابن‌تیمیه می‌گوید: «و اما اینکه این دو زاهدترین و عالم‌ترین افراد در زمان خود بوده‌اند، قولی بدون دلیل است.» [24] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 119).

۲۷) ادعای برتری شیخین بر امام حسن و امام حسین (ع)

ابن‌تیمیه می‌گوید: «و این دو گرچه دو بزرگوار جوانان اهل‌بهشتند، ولی عمر و ابوبکر دو بزرگوار از پیران اهل‌بهشتند، و این صنف کامل‌تر از آن صنف است.» [25] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 139).

لازم به ذکر است که پاسخ تمام این شبهات در همین کتاب، توسط نویسنده (آقای علی‌اصغر رضوانی) به طور کامل و مستند بیان شده است.

پاورقی‌ها:

[1]منهاج السنة، ج 7، ص 122.

[2]کنزالعمال، ج 6، ص 407.

[3]مسند احمد، ج 1، ص 3 و 151.

[4]منهاج السنة، ج 7، ص 122-130.

[5]منهاج السنة، ج 7، ص 122-130.

[6]منهاج السنة، ج 3، ص 4.

[7]منهاج السنة، ج 7، ص 139-143.

[8]منهاج السنة، ج 4، ص 25-27.

[9]منهاج السنة، ج 4، ص 104.

[10]منهاج السنة، ج 4، ص 104.

[11]منهاج السنة، ج 7، ص 319.

[12]منهاج السنة، ج 7، ص 55.

[13]منهاج السنة، ج 7، ص 359-361.

[14]منهاج السنة، ج 2، ص 208.

[15]منهاج السنة، ج 4، ص 186.

[16]منهاج السنة، ج 4، ص 255.

[17]کسی که قصد بحث و تحقیق در این زمینه را دارد به کتاب «شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات» مراجعه نماید.

[18]صحیح مسلم، ج 1، ص 86.

[19]منهاج السنة، ج 7، ص 137 و 138.

[20]منهاج السنة، ابن‌تیمیه، ج 8، ص 459 و 460.

[21]منهاج السنة، ج 4، ص 243 و 244.

[22]منهاج السنة، ج 4، ص 248 و 249.

[23]منهاج السنة، ج 4، ص 247 و 248.

[24]منهاج السنة، ج 4، ص 41.

[25]منهاج السنة، ج 4، ص 168 و 169.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *