ابن‌تیمیه از دیدگاه اهل‌سنت

با مراجعه به تاریخ پی می‌بریم که نه‌تنها علمای شیعه، بلکه علمای اهل‌سنت نیز ابن‌تیمیه را مورد انتقاد جدی قرار داده‌اند (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 39).

ابن‌جُهبُل می‌گوید: «ابن‌تیمیه ادعا کرده آنچه را خدا و رسولش و سابقون اولون از مهاجرین و انصار گفته‌اند می‌گوید؛ در حالی که او مطالبی را می‌گوید که هرگز هیچ‌یک از آنها را خدا و رسول و… نگفته‌اند.» [1] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 39).

یافعی می‌گوید: «ابن‌تیمیه می‌گفت: خداوند بر روی عرش به طور حقیقی استوار است، و اینکه او به حرف و صوت سخن می‌گوید. در دمشق و دیگر مناطق ندا داده شد که هر کس بر عقیدهء ابن‌تیمیه باشد مال و خونش حلال است.» [2] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 39).

ابوبکر حصینی می‌گوید: «پس بدان، من نظر کردم در سخن این خبیث که در قلب او مرض گمراهی است، کسی که به دنبال مشتبهات قرآن و سنت به جهت ایجاد فتنه است. کسی که گروهی از عوام که خداوند ارادهء هلاکشان کرده او را متابعت کرده‌اند، در او اموری دیدم که قدرت بر نطق آن ندارم…؛ زیرا در آنها تکذیب پروردگار عالمیان است…» [3] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 40).

زبیدی از سبکی نقل کرده که گفت: «کتاب‌العرض» ابن‌تیمیه از قبیح‌ترین کتاب‌های او است… چون شیخ ابوحیان اندلسی از آن مطلع شد، دائماً او را لعن می‌کرد تا از دنیا رفت (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 40).

ابن‌حجر عسقلانی دربارهء ابن‌تیمیه می‌گوید: «او همین که فکر کرد مجتهد است بر کوچک و بزرگ علمای قدیم و جدید ایراد گرفت…» [4] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 40).

مؤلفین یا مناظره‌کنندگان در ردّ ابن‌تیمیه

عدهء زیادی از علمای اهل‌سنت از عصر ابن‌تیمیه تا کنون در ردّ او کتاب تألیف کرده یا با او مناظره کرده‌اند، از جمله (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 41):

  • قاضی محمد بن ابراهیم بن جماعة شافعی؛
  • قاضی محمد بن حریری انصاری حنفی؛
  • قاضی محمد بن ابوبکر مالکی؛
  • قاضی احمد بن عمر مقدسی حنبلی؛
  • حافظ مجتهد تقی‌الدین سبکی (756 هـ ق)، در «الاعتبار ببقاء الجنة والنار» و «الدرة المضیئة» و…؛
  • امام فقیه محمد بن عمر بن مکی، معروف به ابن مرحّل (716 هـ ق)؛
  • امام حافظ صلاح‌الدین علایی (761 هـ ق)؛
  • قاضی مفسر بدرالدین ابن جماعه (733 هـ ق)؛
  • امام احمد بن یحیی کلابی حلبی، معروف به ابن جُهبُل (733 هـ ق)؛
  • امام قاضی جلال الدین قزوینی؛
  • قاضی کمال‌الدین ابن زملکانی (727 هـ ق)؛
  • قاضی صفی‌الدین هندی (715 هـ ق)؛
  • فقیه محدث علی بن محمد باجی شافعی (714 هـ ق)؛
  • مورخ فخر بن معلم قرشی (741 هـ ق)، در «نجم المهتدی و رجم المعتدی)؛
  • حافظ ذهبی (748 هـ ق) در «النصیحة الذهبیة»؛
  • مفسر معروف ابوحیّان اندلسی (745 هـ ق) در «النهر الماد»؛
  • ابن‌بطوطه (779 هـ ق) در «رحلة ابن بطوطة»؛
  • فقیه تاج‌الدین سبکی (771 هـ ق) در «طبقات الشافعیة الکبری»؛
  • مورخ ابن شاکر کتبی (764 هـ ق) در «عیون التاریخ»؛
  • عمر بن ابی الیمن لخمی فاکهی مالکی (734 هـ ق) در «الدرّة المختارة»؛
  • قاضی محمد سعدی مصری اخنانی (750 هـ ق) در «المقالة المرضیة»؛
  • امام زواوی (743 هـ ق)؛
  • جوزجانی حنفی (744 هـ ق) در «الابحاث الجلیّة فی الرّدّ علی ابن‌تیمیة»؛
  • ابن حجر عسقلانی (852 هـ ق) در «الدرر الکامنة فی اعیان المائة الثامنة» و «لسان المیزان» و…؛
  • ولی‌الدین عراقی (826 هـ ق) در «الأجوبة المرضیة فی الرّد علی الأسئلة المکیة»؛
  • فقیه مورخ ابن قاضی شبهه شافعی (851 هـ ق) در «تاریخ ابن قاضی شبهه»؛
  • فقیه تقی‌الدین ابوبکر حصنی شافعی (829 هـ ق) در «دفع شبه من شَبّه و تمرّد»؛
  • ابن عرنه تونسی مالکی (803 هـ ق)؛
  • علاءالدین بخاری حنفی (841 هـ ق)، بنا بر نقل ابن‌حجر در «الدرر الکامنة»؛
  • شیخ زروق فاسی مالکی (899 هـ ق)؛
  • حافظ سخاوی (902 هـ ق) در «الاعلان بالتوبیخ لمن ذم التاریخ»؛
  • احمد بن محمد وتری (980 هـ ق) در «روضة الناظرین»؛
  • ابن‌حجر هیتمی (974 هـ ق) در «الفتاوی الحدیثیة» و «الجوهر المنظم»؛
  • شیخ ابن عراق دمشقی (933 هـ ق)؛
  • جلال‌الدین دوانی (928 هـ ق) در «شرح العضدیة»؛
  • قاضی ابوعبدالله مقری در «نظم اللآلی فی سلوک الأمالی»؛
  • محدث محمد بن علان صدیقی مکی (1057 هـ ق) در «المبرد المبکی فی ردّ الصارم المنکی»؛
  • شیخ منافی شافعی (1029 هـ ق) در «شرح الشمائل»؛
  • قاضی بیاضی حنفی، در «اشارات المرام من عبارات الامام»؛
  • شیخ خفاجی مصری حنفی (1069 هـ ق) در «شرح الشفا»؛
  • مورخ ابوالعباس احمد مقری (1041 هـ ق) در «ازهار الریاض»؛
  • محمد زرقانی مالکی (1122 هـ ق) در «شرح المواهب اللدنیة»؛
  • شیخ عبدالغنی نابلسی (1143 هـ ق)؛
  • فقیه محمد بن مهدی بن علی صیادی، مشهور به رواس (1287 هـ ق)؛
  • شیخ محمد ابوالهدی صیادی (1328 هـ ق) در «قلادة الجوهر)؛
  • سلامة عزامی شافعی (1376 هـ ق) در «البراهین الساطعة»؛
  • محمود خطّاب سبکی (1352 هـ ق) در «الدین الخالص» و…؛
  • محمد زاهد کوثری (1371 هـ ق) در «مقالات الکوثری»؛
  • مفتی مصطفی بن احمد شطی حنبلی دمشقی (1348 هـ ق) در «النقول الشرعیة»؛
  • شیخ محمد بخیت مطیعی، مفتی مصر (1354 هـ ق) در «تطهیر الفؤاد من دنس الاعتقاد»؛
  • شیخ ابراهیم بن عثمان سمنودی مصری، در «نصرة الامام السبکی برّد الصارم المنکی»؛
  • ابوحامد بن مرزوق، عالم مکه (1390 هـ ق) در «برائة الأشعریین من عقائد المخالفین»؛
  • شیخ منصور محمد عویس در «ابن‌تیمیة لیس سلفیّاً»؛
  • شیخ ابوالفضل عبدالله بن صدیق غماری، در «اتقان الصنعة» و «الصبح السافر»؛
  • ابوالأشبال سالم بن جندان اندونزیایی در «الخلاصة الکافیة فی الاسانید العالیة»؛
  • فقیه عبدالله هروی حبشی در «المقالات السنیّة» و «صریح البیان» (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 41 تا 45).

پاورقی‌ها:

[1]الحقائق الجلیّة، ص 31 و 32.

[2]مرآة الجنان، ج 4، ص 277.

[3]دفع شبهة من شبّه و تمرّد، ص 216.

[4]الدرر الکامنة، ج 1، ص 150.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *