روش‌های غلط ابن‌تیمیه

پیروان ابن‌تیمیه و یاران او درصدد برآمده‌اند تا موقعیت او را در نفوس و اذهان بزرگ جلوه دهند تا اینکه او در مباحث فقهی بر دیگران برتری داشته و بگویند در اطلاع از اختلاف مذاهب و حدیث و تفسیر قرآن و کلام اسلامی متخصص بوده است، لذا بدین جهت او را «شیخ‌الاسلام» نامیده‌اند، تا به دیگران چنین وانمود کنند که برای او مثل و نظیری در تاریخ اسلام دیده نشده است. ولی هنگامی که به نوشته‌جات و کتاب‌های او در مجال تفسیر و حدیث و اقوال متکلمین مراجعه می‌نماییم، پی می‌بریم که نه‌تنها متخصص و اهل‌خبره در این زمین نبوده است، بلکه یا جاهل به مسائل بوده یا اهل‌عناد… (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 28 و 29).

1) عملکرد ابن‌تیمیه در مورد قرآن

در مورد قرآن کریم و تفسیر آن، اعتقادات و عملکردهایی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 30 و 31):

الف) وی آیات صفات را تفسیر جسمانی کرده و نسبت به آیاتی که ذات خداوند را از جسمانیت منزه ساخته، بی‌اعتنایی کرده است که این روش و طریقهء اهل حدیث و مشبّهه و حشویّه است (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 31).

ب) او معتقد است که آیات متشابه در قرآن وجود ندارد و مدعی است که تمام آیات قرآن از محکمات است و تشابه، امری است نسبی؛ [1] با وجود آنکه قرآن تصریح به وجود آیات متشابه در خود دارد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 31).

ج) تفسیر بخشی از قرآن کریم به احادیث ضعیف‌السند، بلکه با اسرائیلیات از احادیث، همانند تفسیر آیات 189 تا 190 از سورهء اعراف با قصهء اسرائیلی و قیبح که لایق شأن حضرت آدم و حوا (ع) نیست، از جمله خصوصیات اوست [2] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 31).

د) او تفاسیری که دربردارندهء احادیث ضعیف‌السند و اسرائیلیات بوده، ترجیح داده و بر آن اعتماد می‌کند، در مقابل، تفاسیر ارزشمندی را که آرای مخالف معتقد او در تجسیم و تشبیه را نقل کرده‌اند، یا اینکه آراء و معتقدات شیعهء دوازده‌امامی را ذکر کرده‌اند رها می‌کند، که از قسم اول می‌توان به تفسیر طبری به نام «جامع‌البیان» اشاره کرد و از قسم دوم می‌توان «تفسیر کشّاف» را نام برد [3] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 31 و 32).

2) توسعه در عنوان شرک

ابن‌تیمیه از جمله کسانی است که در اطلاق عنوان شرک بر مخالفین خود در عقیده و رأی، دست توانایی داشته و اهل‌تسامح و تساهل نبوده و بسیار بی‌پروا بوده است (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 32).

الف) ابن‌تیمیه می‌گوید: «بنای بر اهل قبور از اعمال مشرکین است.» [4] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 32).

ب) او می‌گوید: «اگر کسی بگوید از پیامبر (ص) به جهت نزدیکی به خدا می‌خواهم تا شفیع من در این امور باشد، این از کارهای مشرکان است.» [5] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 32).

ج) وی می‌گوید: «اگر کسی به شخصی که از دنیا رفته بگوید: مرا دریاب، مرا کمک کن، از من شفاعت نما، مرا بر دشمنم پیروز گردان و امثال این درخواست‌ها که تنها خدا بر آن قادر است، اینها از اقسام شرک است.» [6] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 32).

و در جایی دیگر می‌گوید: «اگر کسی چنین گوید باید توبه کند، وگرنه کشتنش واجب است.» [7] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 32).

3) توسعه در عنوان بدعت

او هرگونه نوآوری در دین و استفاده کردن از اسلوب‌های جدید در دیدن را بدعت دانسته و آن را به ضلالت نسبت می‌دهد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 33):

او می‌گوید: «مشاهدی که بر روی قبر صالحین و انبیا از اهل‌بیت و عامه بنا شده، همه از بدعت‌های حرامی است که در دین اسلام وارد شده است.» [8] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 33).

4) تضعیف مغرضانهء روایات

ابن‌تیمیه روایاتی را که مخالف عقاید و آرای اوست، بدون آنکه سندش را بررسی کند، نسبت جعل یا وضع به آنها می‌دهد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 35).

او می‌گوید: حدیث «هو ولیّ کلّ مؤمن بعدی: او (حضرت علی علیه‌السلام) سرپرست هر مؤمنی بعد از من است.» دروغ بر رسول خدا (ص) است؛ بلکه او در حیات و مماتش ولی هر مؤمنی است و هر مؤمنی نیز ولی او در زمان حیات و ممات است [9] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 35).

این در حالی است که بسیاری از علمای عامه، همچون ترمذی، نسائی، ابن‌حبّان، حاکم نیشابوری، طیالسی، احمد بن حنبل و دیگران از طریق جعفر بن سلیمان این حدیث را نقل کرده‌اند… [10] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 35).

البانی بعد از نقل حدیث «ولایت» می‌گوید: «سند آن حسن است و رجال آن رجال ثقات، بلکه رجال شیخین می‌باشند.» (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 36).

آنگاه می‌گوید: «با این حال، من نمی‌دانم چرا ابن‌تیمیه این حدیث را تضعیف کرده است و از نظر من وجهی برای آن نمی‌بینم جز سرعت و مبالغه داشتن در رد بر شیعه…» [11] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 36).

5) انکار حقایق تاریخی

ابن‌تیمیه هنگامی که با حقایق تاریخی که مخالف با عقیده و مذهب او است برخورد می‌کند، آن را به طور کلی منکر می‌شود، بدون آنکه توجهی به مسلم بودن آن داشته باشد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 36 و 37).

6) نسبت دروغ بر مخالفان

ابن‌تیمیه به تبع مشایخ حنبلی خود، نسبت دروغ به مخالفان خود را تجویز کرده و به آن نیز عمل کرده است (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 38).

ابن‌تیمیه می‌گوید: «رافضه کسانی هستند که نماز جمعه و جماعت به جای نمی‌آورند، نه پشت سر اصحابشان و نه غیر از صحابشان و تنها پشت سر معصوم نماز می‌گزارند و حال آنکه شخص معصوم نزد آنها نیست.» [12] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 38).

و نیز می‌گوید: «رافضه اعتنایی به حفظ قرآن و شناخت معانی و تفسیر آن و طلب ادله‌ای که دلالت بر معنای آن داشته باشد ندارند و نیز اعتنایی به حدیث رسول خدا (ص) و شناخت صحیح آن از باطل و بحث از معانی حدیث ندارند…» [13] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 38).

و نیز می‌گوید: «و اما سایر حماقت‌های شیعه این است که آنان کراهت دارند تا سخن به لفظ ده بگویند یا کاری انجام دهند که به تعداد ده باشد، حتی ساختمان‌های خود را ده‌طبقه نمی‌سازند و نیز با ده تنهء درخت بنا نمی‌کنند و امثال این موارد؛ زیرا آنان با خوبان صحابه که همان ده نفری هستند که پیامبر بشارت بهشت به آنها داده دشمن‌اند…» [14] (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 38).

به نظر می‌رسد که این تهمت‌ها احتیاج به پاسخ ندارد، زیرا هر کس که با شیعیان معاشرت داشته باشد، پی به سخیف و بی‌اساس بودن این حرف‌ها می‌برد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 38 و 39).

پاورقی‌ها:

[1]تفسیر ابن‌تیمیه معروف به تفسیر کبیر، ج 1، ص 253.

[2]ر.ک: الوافی بالوفیات، صفدی، ج 7، ص 20؛ تفسیر قرطبی، ج 7، ص 338.

[3]مقدمهء کتاب اصول التفسیر، ابن‌تیمیه.

[4]منهاج السنة، ج 1، ص 474.

[5]زیارة القبور، ص 156.

[6]الهدیة السنیة، ص 40.

[7]زیارة القبور، ص 17 و 18.

[8]منهاج السنة، ج 2، ص 435-437.

[9]منهاج السنة، ج 4، ص 104.

[10]ر.ک: سلسلة الاحادیث الصحیحة، البانی، ج 5، ص 261.

[11]ر.ک: سلسلة الاحادیث الصحیحة، البانی، ج 5، ص 261-264.

[12]منهاج السنة، ج 5، ص 175.

[13]منهاج السنة، ج 5، ص 163.

[14]منهاج السنة، ج 5، ص 38.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *