آشنایی با فرقهء وهابیت

نام وهابی و فرقهء وهابیت که قدمت آن از دویست سال تجاوز نمی‌کند، شهرهء عام و خاص گردیده و کمتر کسی است که نامی از این گروه یا خبری از جرایم و جنایات آنان، نشنیده باشد (شاخ شیطان، عصیری، ص 77).

شایان توجه است وهابیت چندان مایل به کاربرد این نام دربارهء خود نبوده و بیشتر مایلند به «سَلَفیّه» نامیده شوند؛ چرا که این جریان فکری با استناد به حدیثی که در منابع اهل‌سنت به پیامبر اکرم (ص) نسبت داده شده بر این باورند که فهم «سَلَف صالح» از همهء فهم‌ها بهتر، خالص‌تر و به حق و شریعت، نزدیک‌تر است و به همین جهت ادعای پیروی از آنان را دارند [1] (شاخ شیطان، عصیری، ص 77).

سَلَفیّه (Salafiyye) یا سَلَفی‌گری در لغت به معنای تقلید از گذشتگان، کهنه‌پرستی یا تقلید کورکورانه از گذشتگان است [2] (شاخ شیطان، عصیری، ص 77 و 78).

الف) آیا وهابیت، سلفیه هستند؟!

با وجود ادعایی که از سوی وهابیان مطرح می‌گردد و خود را پیرو پیامبر اکرم (ص) و سَلَف صالح می‌دانند، اما حقیقت چیز دیگری است؛ چرا که هرچه بیشتر به گفتار و اندیشه‌های این گروه دقت می‌کنیم کمتر گواه و شاهدی برای تأیید این ادعا یافته و تنها این نام را پوششی برای ترویج افکار جامد، باطل و اشتباه این گروه می‌یابیم؛ چرا که آراء، عقاید و فتاوای اکثر علمای اهل‌سنت در اصول و فروع کلامی، همچون علمای اشاعرع و ماتریدیه و نیز علمای حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در فقه و همچنین برخی دیگر از مذاهب منقرض گردیده اهل‌سنت همچون مذهب حسن بصری، ابراهیم نخعی، ابن ابی لیلی، سفیان ثوری، لیث بن سعد، داود ظاهری، ابن جریر طبری و حتی صحابه و تابعین که همه در کتاب‌های آنان موجود است، هرگز آراء و عقاید وهابیتی که خود را سلفیّه می‌نامند با هیچ‌یک از مذاهب نامبرده انطباق و همخوانی ندارد (شاخ شیطان، عصیری، ص 79 و 80).

برخی از وهابیت مدعی هستند که آراء و عقایدشان با مذاهب احمد بن حنبل مطابقت دارد، اما این ادعا نیز مطابق با واقع نیست، چرا که بسیاری از علمای حنبلی نیز با عقاید و اندیشه‌های این گروه مخالفت کرده و ردّیه‌هایی بر عقاید این گروه نوشته‌اند (شاخ شیطان، عصیری، ص 80).

مانند شیخ سلیمان بن عبدالوهاب حنبلی، برادر محمد بن عبدالوهاب در کتاب «ألصَّواعِقُ الإلَهیَّةُ فِی الرَّدِّ عَلَی الوَهَّابیَّةِ» و ده‌ها کتاب دیگر که از سوی علمای غیرحنبلی در رد عقاید وهابیت نوشته شده که بالغ بر چهل کتاب می‌گردد [3] و اگر بنا باشد مؤلفات شیعه را نیز به این کتاب‌ها بیفزاییم، متجاوز از ده‌ها و صدها عنوان کتاب دیگر خواهد گردید (شاخ شیطان، عصیری، ص 80).

البته وهابیت برای کتاب‌ها و مصنفات ابن خزیمه نیشابوری صاحب کتاب «التوحید» که مملو از کفریات و آراء شرک‌آلود به همراه تجسیم و تشبیه خداوند سبحان به مخلوقات می‌باشد و همچنین عثمان بن سعید دارمی صاحب دو کتاب «اَلرَّدُ عَلَی الجَهمیَّةِ» و «ألنَّقصُ عَلَی بِشرِ المِریسیِ» اهمیت ویژه‌ای قائلند و ابن‌تیمیه نیز به این دو کتاب سفارش مؤکد نموده و دقیقاً به همین سبب بود که اکثر فقهای زمان ابن‌تیمیه، فتوا به ضلالت و گمراهی او داده و بارها او را محکوم به زندان نمودند و تا پایان عمر خود را در آنجا به سر برد (شاخ شیطان، عصیری، ص 81).

علامه شرف‌الدین احمد بن یحیی منیری یکی از علمای بزرگ اهل‌سنت می‌گوید: «در کتاب‌های هیچ‌یک از علمای اهل‌سنت و جماعت، اثری از نام سلفیّه یا مذهبی به این نام به چشم نمی‌خورد؛ بلکه این نامی است که از سوی وهابیان و بی‌دینان ساخته شده است.»[4] (شاخ شیطان، عصیری، ص 81).

ب) شاخصهء وهابیت در پیش‌گویی رسول گرامی اسلام

جالب توجه، پیش‌گویی و خبری است که از رسول خدا (ص) روایت شده و در آن از ظهور چنین فرقه‌ای در آخرالزمان حکایت می‌کند (شاخ شیطان، عصیری، ص 82).

بخاری در کتاب صحیح خود که نزد اهل‌سنت «اصَحُّ الکُتُبِ بَعدَ القرآنِ؛ صحیح‌ترین کتاب‌ها پس از قرآن کریم» به شمار می‌روند از عبدالله بن عمر روایت نموده است: «پیامبر گرامی (ص) فرمودند: خدایا! منطقهء شام و یمن را بر ما مبارک گردان! صحابه تا سه مرتبه سؤال نمودند: ای رسول خدا! پس منطقهء نجد چه می‌شود؟ گمان کنم در مرتبهء سوم بود که حضرت در پاسخ آنها فرمودند: سرزمین نجد [5]، سرزمین زلزله‌ها (ویرانی‌ها) [6] و فتنه‌هاست و از همان‌جا شاخ شیطان ظهور خواهد کرد.» [7] (شاخ شیطان، عصیری، ص 82 و 83).

عینی صاحب «عُمدة القاری» از شرح‌های صحیح بخاری و از علمای بزرگ اهل‌سنت می‌نویسد: «مراد از شاخ شیطان، حزب و گروه او می‌باشد.» [8] (شاخ شیطان، عصیری، ص 83).

در همین باره روایت دیگری از رسول خدا (ص) در صحیح بخاری به نقل از ابوسعید خُدری آمده است: «افرادی در مشرق زمین، خواهند آمد که قرآن را تلاوت کرده، اما از گلوگاه آنان تجاوز نمی‌کند (به اعماق وجود آنان نفوذ نمی‌کند) و از قرآن بهره‌ای نمی‌برند، این گروه همان‌گونه از دین خارج می‌شوند که تیر از کمان خارج شده و دیگر به کمان بازنمی‌گردد. از پیامبر اکرم (ص) پرسیدند: این فرقه چه نشانه‌ای دارند؟ حضرت فرمود: از نشانه‌های این گروه، سرهای تراشیده است.» [9] (شاخ شیطان، عصیری، ص 84).

زینی دَحلان، مفتی مکهء مکرمه با اشاره به همین روایت، می‌نویسد (شاخ شیطان، عصیری، ص 84):

«تصریح پیامبر اکرم (ص) به «سر تراشیدن» این گروه، نشانهء بارزی است بر یکی از شاخصه‌های فرقهء وهابیت که تنها فرقه‌ای هستند که به پیروان خود دستور می‌دهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ‌یک از فرقه‌های خوارج و بدعت‌گذارِ‌ قبل از وهابیت دیده نشده است… سید عبدالرحمن اهدل، مفتی منطقهء زبید، می‌گفت: در نقد عقاید وهابیت، نیازی به تألیف کتاب نیست؛ بلکه همین حدیث پیامبر (ص) که از ویژگی‌های این فرقه، «سر تراشیدن» را معرفی کرده، برای بطلان عقاید آنان کفایت می‌کند؛ زیرا غیر از وهابیت، هیچ‌یک از فرقه‌های بدعت‌گذار، این ویژگی را نداشته‌اند.» [10] (شاخ شیطان، عصیری، ص 84).

ج) وهابیت در گفتار امام خمینی (ره)

«مگر مسلمانان نمی‌بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون‌های فتنه و جاسوسی مبدل شده‌اند که از یک طرف اسلام اشرافیت،‌ اسلام ابوسفیان… و اسلام آمریکایی را ترویج می‌کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش، آمریکای جهان‌خوار می‌گذارند.» [11] (شاخ شیطان، عصیری، ص 85)

د) وهابیت در گفتار مقام معظم رهبری

«استکبار جهانی» از طریق به وجود آوردن وهابیت سعی کرده است در داخل جامعهء اسلامی، مرکز امنی را برای خود ایجاد کند و شما باید به طور صریح و آشکار، مردم را نسبت به نقش وهابیون در ضربه زدن به وحدت اسلامی آگاه کنید.» [12] (شاخ شیطان، عصیری، ص 85)

هـ) وهابیت از دیدگاه مفتی مکهء مکرمه «زینی دحلان»

«فتنهء وهابیت فاجعه‌ای بود که ملت اسلامی گرفتار آن گردید، خون بسیاری از مسلمانان را ریخته و اموال آنان را غارت کردند. هم‌اکنون خسارت جبران‌ناپذیر و شرّ پراکندهء آنان، همه جا را فرا گرفته است.» [13] (شاخ شیطان، عصیری، ص 85 و 86).

پاورقی‌ها:

[1] در بخش بعد به این حدیث اشاره خواهد شد.

[2] «سَلَفَ، یَسلُفُ سَلَفاً وَ سُلُوفاً: یعنی گذشت، می‌گذرد، گذشته و گذشتن. وَ السَّالِفُ: یعنی گذرنده. وَالسَّلَفُ وَالسَّلِیفُ وَالسَّلفَةُ: گروهی که در گذشته زندگی کرده‌اند و آیهء شریفهء «فَجَعَناهُم سَلَفاً وَ مَثَلاً لِلآخَرین: یعنی و آنها را پیشگامان (در عذاب) و عبرتی برای دیگران قرار دادیم.» از همین ماده گرفته شده است.

ابن منظور، لسان‌العرب، ج 6، ص 331-330، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، سال 1988 م. «الإسلافُ: جَعلُ شَیءٍ سَلَفاً: سلفی بودن یعنی چیزی را به عنوان گذشتهء خود قرار دادن.»

[3] ر. ک: بحوث فی الملل و النحل، آیت‌الله العظمی، شیخ جعفر سبحانی، ج 4، ص 354.

[4] الإیمان و الإسلام، شرف‌الدین أحمد بن یحیی منیری، ص 78، چاپ استانبول، سال 1986.

[5] نجد در اطراف ریاض یعنی همان محل ظهور فرقهء وهابیت می‌باشد.

[6] می‌تواند اشاره به تزلزل و فروپاشی عقاید باشد.

[7] الجامع الصحیح المختصر (صحیح الخاری)، ج 1، ص 351، ح 990، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، الوفاة: 256، دارالنشر: دار ابن کثیر، الیمامة – بیروت – 1407-1987، الطبعة الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا.

[8] عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج 7، ص 59، اسم المؤلف: بدرالدین محمود بن أحمد العینی، الوفاة: 855 هـ، دارالنشر: دار إحیاء التراث العربی، بیروت.

[9] صحیح البخاری (الجامع الصحیح المختصر)، ج 6، ص 2748، باب 57، باب قرائة الفاجر…، ح 7123، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبوعبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دارالنشر: دار ابن کثیر، الیمامة، بیروت، 1407-1987، الطبعة الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا.

[10] فتنة الوهابیة، احمد زینی دحلان، ص 19.

[11] صحیفه امام، ج 21، ص 80.

[12] برگرفته از کتاب «وهابیت از منظر عقل و شرع»، دکتر حسینی قزوینی، طرح پشت جلد کتاب؛ همچنین سایت اینترنتی مقام معظم رهبری با آدرس: www.farsi.khamenei.ir.

[13] فتنة الوهابیة، احمد زینی دحلان، ص 19.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *