شرح‌حال ابن‌تیمیه

یکی از کسانی که در طول چندین قرن، مورد توجه خاص وهابیان قرار گرفته و برای او ارزش فراوانی از نظر علمی قائلند، تقی‌الدین احمد بن عبدالحلیم معروف به «ابن‌تیمیه» است. او کسی است که افکار وهابیان از او سرچشمه می‌گیرد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 13).

وهابیان برای او کنگره‌های علمی گرفته و کتاب‌هایی در مدح و منزلت و شخصیت علمی‌اش تألیف نموده‌اند. و در حقیقت او را مؤسس مذهب خود می‌دانند؛ اگرچه آنان در ظاهر این مطالب را اظهار نکرده و خود را سلفی می‌نامند (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 13).

در شهر حرّان در سال 661 هـ . ق متولد شد و در سال 728 هـ . ق در دمشق وفات یافت. در خانه‌ای پرورش یافت که اعضای آن بیش از یک قرن پرچم‌دار مذهب حنبلی بوده‌اند (تذکرة الحفاظ، ج 4، ص 1496؛ الوافی بالوفیات، ج 7، ص 15؛ شذرات الذهب، ج 6، ص 80.).

او بعد از شش سال با سایر خانواده‌اش از شهر خود، به جهت هجوم تاتار، هجرت کرده و وارد دمشق شد. در آنجا برای پدرش موقعیت تدریس در مسجد جامع دمشق فراهم گشت و به تربیت دانش‌پژوهان پرداخت (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 14).

الف) شروع تحصیل

او شروع به تحصیل نمود. ابتدا نزد پدرش مشغول به تحصیل شد. و سپس اساتیدی را برای خود انتخاب نموده و از آنان بهره‌مند شد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 14).

ب) جرأت و جسارت

پدرش او را را برای رسیدن به اجتهاد و نشستن بر کرسی درس آماده کرد. تا آنکه بعد از وفات پدرش بر کرسی تدریس در مسجد جامع دمشق نشست و درسش را در زمینه‌های مختلف، از قبیل: تفسیر، فقه و عقاید گسترش داد. لکن به خاطر کج‌سلیقگی و انحرافی که داشت درصدد مخالفت با عقاید رایج مسلمین برآمد و با تمام مذاهب رایج در آن زمان به مخالفت برخاست. فتوا و نظرات اعتقادی و فقهی‌اش برای او مشکل‌ساز شد. در جواب نامه‌ها و سخنان خود اعتقاداتش را که با عقاید عموم مسلمین سازگاری نداشت، از قبیل تجسیم، حرمت زیارت قبور اولیا، حرمت استغاثه به ارواح اولیای خدا، حرمت شفاعت، حرمت توسل و… ابراز می‌کرد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 16).

وقتی افکار و عقاید او به علمای عصرش رسید، با او به مخالفت برخاسته و از نشر آن ممانعت کردند (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 16).

ابن‌تیمیه در سال 718 هـ . ق در شام، کرسی تدریس و افتاء را بر عهده گرفت و در آنجا نیز فتاوا و عقاید نادر خود را مطرح نمود. این خبر به گوش علما و قضات و دستگاه حاکم رسید، او را خواستند و در قلعه‌ای به مدت پنج ماه حبسش نمودند. سرانجام روز دوشنبه، عاشورای سال 721 هـ . ق از قلعه آزاد شد. پس از آزاد شدن تا سال 726 هـ . ق بر کرسی تدریس قرار داشت. باز هم به خاطر اصرار بر افکار خود و نشر آن، در همان قلعهء سابق محبوس و تحت‌نظر قرار گرفت. در آن مدت مشغول تصنیف شد، ولی بعد از مدتی از نوشتن و مطالعه ممنوع گشت و هر نوع کتاب، قلب و دواتی که نزد او بود، از او گرفته شد (المنهل الصافی و الستوفی بعد الوافی، ص 340).

یافعی می‌گوید: ابن‌تیمیه در همان قلعه از دار دنیا رفت؛ در حالی که پنج ماه قبل از وفاتش از دوات و کاغذ محروم شده بود (مرآة الجنان، ج 4، ص 277).

ج) عصر ظهور ابن‌تیمیه

پیشرفت اسلام در اروپا و شکست اندلس برای غرب صلیبی بسیار تلخ و ناگوار بود و لذا آنان را به فکر و اندیشهء انتقام واداشت و در سال‌های پایانی قرن پنجم، پاپ رم، با فرمان حمله به فلسطین (قبلهء اول اسلام)، صدها هزار مسیحی برافروخته از کینهء دیرینهء صلیب بر ضد توحید از اروپا به راه افتادند تا قدس را قتلگاه مسلمانان سازند و به دنبال آن در جنگ‌های مشهور صلیبی که حدود 200 سال (489-690) به طول انجامید، میلیون‌ها کشته و زخمی بر جای گذاشت. در همان زمانی که مصر و شام سخت با صلیبیان درگیر بودند، امت اسلامی با طوفانی مهیب‌تر، یعنی حملهء مغولان به رهبری چنگیز، مواجه گردید که آثار ارزشمند اسلامی را نابود یا غارت کردند (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 18).

در چنین زمان حساسی که کشورهای اسلامی در تب و تاب این درگیری‌های ویرانگر می‌سوخت و مسلمانان مورد حملهء ناجوانمردانهء شرق و غرب قرار گرفته بودند، ابن‌تیمیه مؤسس اندیشه‌های وهابیت دست به نشر افکار خود زد و شکافی تازه در امت اسلامی ایجاد کرد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 20).

شوکانی از علمای بزرگ اهل‌سنت می‌گوید: «محمد بن محمد بخاری حنفی متوفای سال 841 در بدعت‌گذاری و تکفیر ابن‌تیمیه بی‌پرده سخن گفته است تا آنجا که در مجلس خود تصریح نموده که اگر کسی به ابن‌تیمیه «شیخ‌الاسلام» اطلاق کند، کافر است.»  (البدر الطالع، ج 2، ص 260).

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *