عصر ظهور وهابیت

آشنایی اجمالی با روند شکل‌گیری و پایه‌گذاری این مکتب نوظهور، ما را با خطری که از سوی این فرقه، تمامی فرقه‌های اسلامی را تهدید می‌کند، آشناتر می‌سازد (شاخ شیطان، عصیری، ص 86).

وهابیت دیدگاه جدیدی در مذهب سنی حنبلی است که بنیان‌گذار آن،‌ محمد بن عبدالوهاب (متوفای 1205 هـ) می‌باشد، اما با توجه به تفکرات انحرافی وی، ریشه‌ها و زمینه‌های فکری او را می‌توان نشأت‌گرفته از افرادی همچون معاویه بن ابی‌سفیان  (متوفای 60 هـ)، مروان بن حکم (متوفای 61 هـ)، حجاج بن یوسف ثقفی (متوفای 95 هـ)، ابومحمد حسن بن علی بن خَلَف بَربَهاری (متوفای 329 هـ) و سرانجام از ابن‌تیمیه (متوفای 728 هـ) دانست که هر یک از این تفکرات،‌ در زمان خود محکوم به شکست بودند؛ تا اینکه بار دیگر و در قرن دوازدهم هجری، همان افکار و اندیشه‌های از رونق‌افتاده، توسط محمد بن عبدالوهاب، جان و رمقی تازه گرفت تا امروز بلای جان، مال، عِرض، ناموس و حیثیت جامعهء اسلام و بشریت گردیده است (شاخ شیطان، عصیری، ص 86، 87 و 92).

ابن‌تیمیه با عناد تمام شروع به نشر افکار خرافی و انحرافی خود نمود و هر کسی که با افکار او مخالفت می‌کرد او را به کفر و شرک و زندقه متهم می‌ساخت (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 21).

از آنجایی که افکار باطل ابن‌تیمیه در منطقهء شامات که مهد علم و دانش بود، با انتقادات و اعتراضات علما و دانشمندان مذاهب مختلف مواجه گردید و باعث انزوای ابن‌تیمیه گشته، افکار و عقاید وی در بوتهء فراموشی سپرده شد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 20).

ولی در قرن 12 ه.ق. این افکار در منطقهء نجد که عاری از تمدن و فاقد فرهنگ بود، مجدداً منتشر شد و پس از آن توسط قدرت سعودی و با پشتیبانی قدرت‌های استعماری به ترویج آنها پرداخته شد (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 21).

در صورتی که محمد بن عبدالوهاب نیز به تنهایی و صرفاً به عنوان عالم و اندیشمندی دینی به بیان و ترویج افکار و اندیشه‌های خود می‌پرداخت، او نیز همچون اسلاف و پیشینیان خود که به آنها اشاره شد پس از برخوردها و موضع‌گیری‌هایی که از سوی پدر، برادر و دیگر عالمان و اندیشمندان دینی با وی صورت گرفت، افکار وی نیز پس از چند صباحی به همراه وی دفن گردیده و به فراموشی سپرده می‌شد، چرا که گرچه این بار نیز افکار و آرای وی مخالفت شدید و عکس‌العمل تند علمای فرقه‌های مختلف اهل‌سنت را به همراه داشت، اما دو عامل باعث گردید تا این فتنه همچنان گریبان‌گیر عالم اسلام و بشریت باشد (شاخ شیطان، عصیری، ص 92 و 93):

۱) نزاع شدید در میان قبایل منطقهء «نجد» بر سر حکمرانی و سوءاستفادهء محمد بن عبدالوهاب از این موقعیت مناسب و هم پیمانی با محمد بن سعود، جد اعلای ملک فهد، در جهت صدور فتاوایی در جهت فراهم نمودن زمینهء کشورگشایی و حاکمیت وی بر منطقهء حجاز (شاخ شیطان، عصیری، ص 93).

۲) پشتیبانی و نقش فعال قدرت‌های استعماری، به ویژه مستشاران نظامی انگلیس در گسترش فرهنگ وهابیت برای جلوگیری از ترویج اسلام اصیل و ناب محمدی (شاخ شیطان، عصیری، ص 93).

طرح مجدد افکار ابن‌تیمیه توسط محمد بن عبدالوهاب در بدترین شرایط تاریخی و اوضاع بسیار نامناسبی صورت گرفت که امت اسلامی از چهار طرف مورد تهاجم شدید استعمارگران صلیبی قرار داشت و بیش از هر زمان نیاز به وحدت کلمه داشت (ابن‌تیمیه، رضوانی، ص 21).

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *